
»ياران مهدى عليه السلام همگى جوانند.»
اين كلام زيبا و ترجمان سخن مولا على عليه السلام،ارمغانى براى نسل نو است.
كنكاش در شناخت شخصيت جوان و آگاهى از توان و كارآمدى آنان در تاريخ اسلام،چرايى جوان بودن ياران حضرت مهدى موعود عليه السلام را پاسخ مىگويد.
وصف جوان
جوانى بهار سبز حيات است و فصل شيرين زندگى را در جوانى مىتوان جست.نشاط،شادابى،تلاش،اراده، پشتكار، نيرو،احساس، نوگرايى،فضيلت جويى و دهها ويژگى ديگر در اين مقطع جلوه مىكند.
جرقههاى هويتجويى و استقلالطلبى كه به نوعى همراه با بازيابى و بازسنجى گذشته خود و جامعه است، نخست در دوران جوانى زده مىشود.
و بالاخره اميد به آينده برجستهترين نماى زندگى يك جوان است.او وقتى به حال و شرايط موجود خود عشق مىورزد و از اراده و تلاش برخوردارمىگردد كه افق آينده خود را شفاف و روشن ببيند.اين نشاط اميد بخش،به منزله نيروى محركهاى براى حيات و لذت بردن از كار وكوشش است.
نياز نسل نو
پيام آوران دين به نيازهاى درونى،خواستههاى عمومى و كارآيى جوانان نظر داشتند و ديگران را به درنگ در نيازهاى اين قشر و رفتار نيك و سرشار از مهربانى با ايشان، فرا خوانده،مىفرمودند:
* جوان،نازك دلتر از ديگران است.
* دلِ جوان،همچون زمين خالى است كه هر چه در آن كاشته شود آن را مىپذيرد.
* جوانان را درياب! آنان زودتر از ديگران به كارهاى خير روى مىآورند.
* آداب و رسوم خويش را به فرزندانتان تحميل نكنيد، كه آنان براى زمانى غير از زمان شما آفريده شدهاند.
پيشوايان ما با توجه به نياز واقعى نسل نو،رهنمودها و برنامه هاى تربيتى خود را در اين محورمتمركز كرده،به راهنمايى جوانان پرداختند و كانون دل ايشان را با نور ايمان روشن ساخته،منشور زندگى زيبا و جان بخش را به آنان ارزانى داشتند.
در پرتو اين توجه برخاسته از زاويه آينده نگرى و آينده بينى، بسيارى از جاذبههاى انحراف رنگ باخته،دام دزدان دل و انديشه جوان برچيده گرديد. نتيجه اين سيستم تربيتى آن شد كه در هر برهه و دورهاى، جوانان پيشتازان پيشرفت دين و كليد كاميابى پيامبران دينى بشمار مىآمدهاند.
پيشگامان پيروزى
پس از بعثت پيامبر اسلام،روى آورى جوانان به آيين محمد(ص) دوچندان بود. آنان با الهاماز فطرت پاك خويش، پيشاهنگ پيروان اسلام گرديده،با شور و نشاط گرداگرد پيامبر (ص) جاى گرفتند،و با حضور سبز و چشمگير خود، قلب پيام آور وحى را شادمان ساختند،حضورى كه در كلام حضرت محمد(ص)،اين گونه وصف شده است:
»ان اللّه بعثنى بشيرا و نذيرا، فحالفنىالشبان و خالفنى الشيوخ.«
خداوند مرا به پيامبرى برانگيخت،پس جوانان با من پيمان بستند و ياريم كردند و بزرگسالان به مخالفتم برخاستند.
روحيه ايثار و جانفشانى جوانان مهاجر و انصار،دين اسلام را از گزند خطرات و تهديدهاى دشمنان مصون مىداشت،اين حافظان راستين،راست قامت و استوار،حريم دين را پاس داشتند و از فرمانبرى و يارى پيامبر(ص) كوتاهى نمىكردند.
على بن ابى طالب عليه السلام سرآمد جوانان مسلمان بود كه مانندى نداشت و نقش نخست را در دفاع از اسلام انجام داد و در تمام صحنهها،بى ادعا اما از سر اخلاص پيشگام بود، همو مىگويد:
»هنگامى كه همه سستى ورزيدند، به كار پرداختم، وآنگاه كه همه نهان شدند،خود را آشكار ساختم،و چون همه در گفتار درماندند،به گشادگى سخنگفتم. و گاهى كه همه ايستادند،به نور خدا در راه تاختم.آوايم فروتن از همگان، و رتبتم برتر ازين و آن. در راه فضيلت عنان گشاده راندم،و مركب مسابقت را از همه پيشتر جهاندم. همانند كوهى ايستاده بودم،كه تندرش نتواند جنباند،و گردباد نتواندش لرزاند.نه كسى را بر من جاى خردهاى بود و نه گويندهاى را مجال طعنهاى».
از جوانان ديگرى چون جعفر بن ابى طالب، زيد بن حارثه، مصعب بن عمير، عبداللّه بن مسعود و جابر بن عبداللّه نيز مىتوان ياد كرد كه در كنار دهها جوان ديگر انجمن مؤمنان جوان را شكل داده،در ركاب پيامبر جنگيدند و با تصدى مديريت هاى مختلف سياسى،نظامى، قضائى و مذهبى كارآمدى و شايستگى خويش را نشان دادند، وصف حضور زيباى ايشان در اين سخن رسولخدا صلي الله عليه و آله وسلم هويداست: «به وسيله جوانان يارى شدم.«
در عهد ائمه اطهار قدس سرهما نيز حضور نسل نو، جلوههاى درخشانى به يادگار گذارد، از آن ميان:
* على عليه السلام با مجاهدت سرداران رشيد و جوانش، حماسه هاى بزرگ دوران حكومت را آفريد.
* حادثه كربلا از نمادهاى ماندگار حضور فعّال و ايثارگرايانه جوانان شيعه است.
.. و امّا نقش جوانان در حوادث و تحولات عصر ظهور حضرت حجّت عليه السلام چگونه خواهد بود.
انزوا، خمودگى و انحطاط !
و يا حضورى پرنشاط، و آكنده از اميد.
اميد به آيندهاى زيبا! در سايه سپهر سعادت،حضرت مهدى عليه السلام و حكومت عدالت گستر او.
اين كلام زيبا و ترجمان سخن مولا على عليه السلام،ارمغانى براى نسل نو است.
كنكاش در شناخت شخصيت جوان و آگاهى از توان و كارآمدى آنان در تاريخ اسلام،چرايى جوان بودن ياران حضرت مهدى موعود عليه السلام را پاسخ مىگويد.
وصف جوان
جوانى بهار سبز حيات است و فصل شيرين زندگى را در جوانى مىتوان جست.نشاط،شادابى،تلاش،اراده، پشتكار، نيرو،احساس، نوگرايى،فضيلت جويى و دهها ويژگى ديگر در اين مقطع جلوه مىكند.
جرقههاى هويتجويى و استقلالطلبى كه به نوعى همراه با بازيابى و بازسنجى گذشته خود و جامعه است، نخست در دوران جوانى زده مىشود.
و بالاخره اميد به آينده برجستهترين نماى زندگى يك جوان است.او وقتى به حال و شرايط موجود خود عشق مىورزد و از اراده و تلاش برخوردارمىگردد كه افق آينده خود را شفاف و روشن ببيند.اين نشاط اميد بخش،به منزله نيروى محركهاى براى حيات و لذت بردن از كار وكوشش است.
نياز نسل نو
پيام آوران دين به نيازهاى درونى،خواستههاى عمومى و كارآيى جوانان نظر داشتند و ديگران را به درنگ در نيازهاى اين قشر و رفتار نيك و سرشار از مهربانى با ايشان، فرا خوانده،مىفرمودند:
* جوان،نازك دلتر از ديگران است.
* دلِ جوان،همچون زمين خالى است كه هر چه در آن كاشته شود آن را مىپذيرد.
* جوانان را درياب! آنان زودتر از ديگران به كارهاى خير روى مىآورند.
* آداب و رسوم خويش را به فرزندانتان تحميل نكنيد، كه آنان براى زمانى غير از زمان شما آفريده شدهاند.
پيشوايان ما با توجه به نياز واقعى نسل نو،رهنمودها و برنامه هاى تربيتى خود را در اين محورمتمركز كرده،به راهنمايى جوانان پرداختند و كانون دل ايشان را با نور ايمان روشن ساخته،منشور زندگى زيبا و جان بخش را به آنان ارزانى داشتند.
در پرتو اين توجه برخاسته از زاويه آينده نگرى و آينده بينى، بسيارى از جاذبههاى انحراف رنگ باخته،دام دزدان دل و انديشه جوان برچيده گرديد. نتيجه اين سيستم تربيتى آن شد كه در هر برهه و دورهاى، جوانان پيشتازان پيشرفت دين و كليد كاميابى پيامبران دينى بشمار مىآمدهاند.
پيشگامان پيروزى
پس از بعثت پيامبر اسلام،روى آورى جوانان به آيين محمد(ص) دوچندان بود. آنان با الهاماز فطرت پاك خويش، پيشاهنگ پيروان اسلام گرديده،با شور و نشاط گرداگرد پيامبر (ص) جاى گرفتند،و با حضور سبز و چشمگير خود، قلب پيام آور وحى را شادمان ساختند،حضورى كه در كلام حضرت محمد(ص)،اين گونه وصف شده است:
»ان اللّه بعثنى بشيرا و نذيرا، فحالفنىالشبان و خالفنى الشيوخ.«
خداوند مرا به پيامبرى برانگيخت،پس جوانان با من پيمان بستند و ياريم كردند و بزرگسالان به مخالفتم برخاستند.
روحيه ايثار و جانفشانى جوانان مهاجر و انصار،دين اسلام را از گزند خطرات و تهديدهاى دشمنان مصون مىداشت،اين حافظان راستين،راست قامت و استوار،حريم دين را پاس داشتند و از فرمانبرى و يارى پيامبر(ص) كوتاهى نمىكردند.
على بن ابى طالب عليه السلام سرآمد جوانان مسلمان بود كه مانندى نداشت و نقش نخست را در دفاع از اسلام انجام داد و در تمام صحنهها،بى ادعا اما از سر اخلاص پيشگام بود، همو مىگويد:
»هنگامى كه همه سستى ورزيدند، به كار پرداختم، وآنگاه كه همه نهان شدند،خود را آشكار ساختم،و چون همه در گفتار درماندند،به گشادگى سخنگفتم. و گاهى كه همه ايستادند،به نور خدا در راه تاختم.آوايم فروتن از همگان، و رتبتم برتر ازين و آن. در راه فضيلت عنان گشاده راندم،و مركب مسابقت را از همه پيشتر جهاندم. همانند كوهى ايستاده بودم،كه تندرش نتواند جنباند،و گردباد نتواندش لرزاند.نه كسى را بر من جاى خردهاى بود و نه گويندهاى را مجال طعنهاى».
از جوانان ديگرى چون جعفر بن ابى طالب، زيد بن حارثه، مصعب بن عمير، عبداللّه بن مسعود و جابر بن عبداللّه نيز مىتوان ياد كرد كه در كنار دهها جوان ديگر انجمن مؤمنان جوان را شكل داده،در ركاب پيامبر جنگيدند و با تصدى مديريت هاى مختلف سياسى،نظامى، قضائى و مذهبى كارآمدى و شايستگى خويش را نشان دادند، وصف حضور زيباى ايشان در اين سخن رسولخدا صلي الله عليه و آله وسلم هويداست: «به وسيله جوانان يارى شدم.«
در عهد ائمه اطهار قدس سرهما نيز حضور نسل نو، جلوههاى درخشانى به يادگار گذارد، از آن ميان:
* على عليه السلام با مجاهدت سرداران رشيد و جوانش، حماسه هاى بزرگ دوران حكومت را آفريد.
* حادثه كربلا از نمادهاى ماندگار حضور فعّال و ايثارگرايانه جوانان شيعه است.
.. و امّا نقش جوانان در حوادث و تحولات عصر ظهور حضرت حجّت عليه السلام چگونه خواهد بود.
انزوا، خمودگى و انحطاط !
و يا حضورى پرنشاط، و آكنده از اميد.
اميد به آيندهاى زيبا! در سايه سپهر سعادت،حضرت مهدى عليه السلام و حكومت عدالت گستر او.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر